نقدی بر کتاب خلق زمان
- Authors

- Name
- منتشر شده توسط عینلامی سمندر در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
چرا خلق زمان؟
هر چی که برمیگردم عقب و تا جایی که یادم میاد و به داستانم نگاه میکنم همیشه عاشق برنامههای فیکس و مشخص بودم، این رفتار که کی، کجا و چطور، چه کاری قراره انجام بشه. دنیای اورگانایز شده همیشه برام جذاب بوده، کم هم نرفتم دنبال اینکه چطور میتونم این اوگانایزیشن رو ایجاد کنم روی زندگی روزمرهام. از روشهای تایم باکسینگ گرفته تا اسپیدی مود و پومودور. مشخصا که یه سریشون به کارم اومده یه سریشون هم نه. اما این چیزی از علاقه من برای این اورگانایز کردن کم نکرد. به نظرم تا حدود خوبی هم موفق بودم.
اینطور شد که وقتی یه روز تقریبا گرم تابستونی، وقتی تو انقلاب دنبال یه کتاب دیگه میگشتم،تو قفسه آریانا قلم، کتاب خلق زمان به چشمم خورد. اولش یه عنوان زرد به نظر میومد (بماند که جلدش واقعا هم زرد بود) اما توضیحات پشت کتاب رو که خوندم، دیدم نه، این از همون جنس کتابهاییه که دوست دارم. کتاب رو خریدم منتها نه به عنوان کتابی که به این زودیها میخوام برم سمتش، به عنوان یه کتابی که حالا باشه یه گوشهای بعدا میرم سمتش، کتاب رو برداشتم. اون روز کتابهای زیادی خریده بودم و آخر شب که داشتم مرورشون میکردم رسیدم به خلق زمان، گفتم یه نگاهی بهش بندازم ببینم چجوریه؟
به خودم که اومدم دیدم یک چهارم کتاب رو خوندم، حتی بدون اینکه بفهمم زمان گذشته، شاید اسم خلق زمان برازندهاش باشه. انگار این وسط یه زمانی خلق شده بود که بهم فرصت بده کتاب رو بخونم بدون اینکه متوجهاش بشم. خلاصه اش که اون شب گذشت و خیلی طول نکشید که تو چند روز کتاب تموم شد، حالا که کتاب تموم شده میتونم بگم یکی از بهترین کتابها در زمینه برنامه ریزیه.
سوپرهیروی روزها
یه مشکلی که همیشه با کتابهای برنامه ریزی وجود داره اینکه که بخش خوبیشون به سمت زرد بودن میرن که البته به خودی خود چیزی بدی نیستن اما خب فاز من نیستن. عمده این کتابها اینجوریان که نه تو میتونی، تو از پسش بر میای فقط کافیه ادامه بدی و ... .
به قولی انگار همشون شمارو یا یک سوپر هیرو میبینن یا میخوان تبدیل به سوپر هیرو کنن شمارو، سوپر هیرویی که خستگی رو نمیفهمه، انگیزه رو نمیفهمه، انرژی رو نمیفهمه. فقط و فقط موفقیت و هدف رو میفهمه، در طول روز بدون هیچ خدشهای بدون اینه از مسیر خارج بشه، به بهترین شکل به سمت موفقیت حرکت میکنه. خب فکر نکنم لازم باشه در مورد این بگم که همچین سوپر هیرویی وجود نداره و غالبا مسیر این کتابها تو زندگی واقعی شکست میخورن.
نقطه قوت خلق زمان دقیقا همین موضوع بود، اینکه همون اول راه کاملا این رو پذیرفته که شما یک انسان بدوی با هزار تا مشغله هستید که خسته میشه، بی انگیزه میشه و ... در نتیجه مسیر کتاب رو با همین فرض پیش میبره. عمده تلاش کتاب این نیست که شما به همه چیز برسید، تلاشش بر اینه که واقع نگر باشید و صرفا اون چیزی که ممکنه رو انجام بدید.
روح کتاب چی میگه؟
به شخصه به عنوان کسی که همیشه دنبال یه زندگی اوگانایز شده و برنامهریزی شده بوده گاهی به روزی که گذشت نگاه میکنم و با اینکه هزاران تسک و کار رو پیش بردم و اتفاقا به نتیجه مطلوب هم رسیدم، حس کسی رو دارم که هیچ کاری نکردم. قطعا شما هم به این نقطه رسیدید که آخر روز با خودتون بگید: ای بابا امروز هم هیچکاری نکردم. کتاب خلق زمان دقیقا دنبال حل همین مسئلهاس.
اگه مستقیما بخواییم در مورد این صحبت کنیم که کتاب در مورد چیه، کتاب بیشتر از اینکه در مورد این باشه که چطور برنامه ریزی کنید، در مورد اینه که چطور کارها و تسکهای انجام دادهتون رو ببینید. اینکه آخر روز حس یک برنده رو داشته باشید. تو همون فصلذهای اول یک متد کلی برای برنامه ریزی به شما میده که شامل یک بخش به اسم هایلایت هست که میشه تسک اصلی روز شما، اگه بخوام روراست باشم باهاتون، فقط و فقط همین هایلایت مهمه که انجام بشه. حالا سوال اینه آیا باقی تسکهای روز رو نباید انجام بدیم؟ چرا اونارو هم باید انجام بدید. قرار نیست باقی تسکهارو دور بریزیم. اما قراره که یکی از همه مهمتر باشه و اونم هایلایت شماست.
تو بخشهای بعدی سراغ مواردی میره که تو عمده کتابهای برنامهریزی فراموش میشن. چندبار شده کتاب برنامهریزی خوندید و توش به طور کامل فراموش شده که شما انسانید؟ تو گویی انگار یه ربات قراره تو طول روز کار کنه، به طور کامل فراموش میشه که شما خسته میشید، شما حواستون پرت میشه و ... کتاب خلق زمان تو بخش عمدهای از کتاب اتفاقا داره به این مسائل که تو کتابهای دیگه نیست میپردازه. اینکه کی و کجا به سمت چی برید؟ چیکار کنید که سوشال مدیا (که تو کتاب بهشون میگه حوضچههای بیکران) بلایی سرتون نیاره که متوجه گذر زمان نشید.
از دیزاینر به دیزاینر
صادقانه بگم، روز که کتاب رو خریدم، خیلی ایدهای در مورد اینکه نویسندهاش کیه نداشتم اما تو همون مقدمه و فصل اول متوجه اینکه کی و چرا نوشته شدم. کتاب رو دوتا از طراح محصولهای گوگل به اسم جان زراتسکی و جیک نپ نوشتن که تجربه کار روی یوتیوب، گوگل ادز و باقی سرویسهای گوگل رو دارن. اینکه دوتا دیزاینر این کتاب رو نوشتن ارزش این کتاب رو خیلی بیشتر از قبل برام برد بالا. بماند که هر چی جلوتر میرفتم اون نگاه دیزاینی رو توی مسیر میدیدم و خود این مسئله مسیر رو جذابتر هم میکرد.
جمعبندی
کتاب خلق زمان، بر خلاف جلدش، تنها چیزی که نیست زرد بودنه، از نظر ساختار کتاب ساختاری کاملا تفکیک شده داره به شکلی که میشه از اون به عنوان یک رفرنس مدل در طول زمان استفاده کرد، به شکلی که در طول زمان بر اساس نیازی که دارید به بخشی از کتاب رجوع کید و دنبال راهحل مورد نیازتون رو پیدا کنید. اگه بخوام در یک کلام این کتاب رو ازش حرف بزنم این کتاب یک کلام دقیقا همون چیزه که باید باشه، به هر کسی که پیگیر برنامهریزی و اوگانایز کردن زندگی روزمره هست پیشنهاد میدم. اگه دوست داشتید میتونیم از طریق لینک زیر داخل تلگرام در مورد کتاب بیشتر گپ بزنیم.
گپ بزنیم
میتونی تو تلگرام در موردش کامنت بذاری یا در موردش گپ بزنیم.
