توهمی به اسم انتخاب، از قبل همه چیز مشخصه؟
انتخاب‌‌های ما، انتخاب ما نیست

توهمی به اسم انتخاب، از قبل همه چیز مشخصه؟

برای خرید یک شیر میری سوپر مارکت بعد با پنجاه تا خریدی که لازم نداشتید برگشتید خونه، تا حالا سوال شده که چرا این انتخاب‌هارو انجام می‌دیم؟ چرا اونی که میخواستیم رو انجام نمی‌دیم؟
Authors
  • avatar
    Name
    منتشر شده توسط عینلامی سمندر در تاریخ ۴ شهریور ۱۴۰۵

تا ایجای کار ما در مورد رفتار حرف زدیم، اینکه رفتار چیه؟ چند نوع رفتار داریم و ... . اما حالا سوال اینجاست این رفتار‌هایی که ما انجام می‌دیم آیا همشون خودآگاه هستن و آیا اون رفتاری که انجام می‌دیم آیا دقیقا همونیه که میخوایم؟

توهم انتخاب

ما فکر می‌کنیم انتخاب می‌کنیم، ولی قبل اینکه وارد بشیم جای ما انتخاب کردن. چندبار شده که برای خرید یک شیر کم چرب وارد یک سوپرمارکت یا فروشگاه شدید اما وقتی بیرون اومدید با یه کیسه پر از وسایل و خوراکی‌های دیگه برگشتید. بدتر اینکه حتی بعضی وقتا ممکنه اون شیری که به خاطرش وارد سوپرمارکت شده بودید رو نخریده باشید و فقط با یک عالمه خریدی که نمیخواستید اومده باشید بیرون. متاسفانه باید بگم نه تنها بخش خوبی از رفتار‌های ما خوداگاه نیست بلکه اصلا خواسته ما هم نیست.

دیزاینی به اسم دیزاین خنثی وجود نداره و چه بخواییم چه نخواییم به عنوان دیزاینر، روی کاربر یا همون یوزرمون داریم تاثیر میذاریم. این یعنی اینکه حتی خروجی رندوم‌ترین انتخاب‌ها هم تاثیرگذاری روی کاربره. این از اینکه چیدمان با چه ترتیبی چیده شده گرفته تا اینکه چه رنگی داره چه شکلی داره، خلاصه که هر چیزی.

تو کیس و مثالی که از سوپرمارکت زدم دیزاینر چه به صورت خودآگاه چه حتی ممکنه به صورت ناخودآگاه (هر چند که به نظرم اگه ناخودآگاه باشه دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت دیزاین) باعث شده شما تصمیم بگیرید جنس‌های بیشتری بخرید یا تو بعضی موارد حتی جنس مورد نظر خودتون رو کلا نخرید.

تو علوم رفتاری ما به این تکنیک میگیم معماری انتخاب (Choice Architecture) یعنی دیزاینر به شکلی آگاهانه یا ناآگاهانه محیط و گزینه‌هارو طوری چیده که رفتار انسانی (یا حتی حیوانی :) ) بدون هیچ فشار و اجباری به سمتی خاص هل داده بشه. نتیجه این هل دادن چی میشه؟ این میشه که شما فقط برای یک شیر کم چرب به سوپر مارکت محلتون رفته بودید اما چیدمان اجناس شمارو برد سمت چیپس و پفک‌ها، البته که قطعا و صرفا با رفتن به سمت چیپس و پفک‌ها ترغیب به خرید نمی‌شید. ادامه‌ی بازی دست شرکت‌های تولید کننده این چیزاست که شمارو به خرید ترغیب کنن. جالب‌تر اینکه چه ساعتی یا حتی بعد از چقدر صرف زمان تو سوپر مارکت این خوراکی‌هارو ببینید بازم روی ترغیب شدنتون تاثیر مستقیم داره.

اما در نهایت چی شد که پفک‌هارو خریدید؟ امان از مغز تنبل و راحت طلب ما. مغز ما شاید بتونه مسائل ریاضی رو حل کنه یا حتی تلاش کنه فیزیک کوانتوم رو درک کنه اما چه بخواییم چه نخواییم در اکثر موارد مغز ما علاقه‌ای به حل مسئله نداره. مخصوصا که چندان هم تحلیل‌های درستی از مسائل نداره و پر از خطاست.

حالا این مغز خسته و تنبل ما که فقط و فقط الویتش زنده موندن ما و به طبع خودشه. هیچ علاقه‌ای نداره که تک تک گزینه‌هارو بسنجه. مقایسه قیمت، سود و زیان و .... همه اینا کالری خیلی زیادی مطلبه که خب قطعا این حجم از تحلیل خیلی برای مغز خوشایند نیست و حتی به شکلی بقاش رو به خطر میندازه، مخصوصا هم که بخواد هر روز اینکارو بکنه. اینجاست که تسلیم میشه و دست به دامن میانبر‌ها میشه،‌ میانبر‌هایی که تو اکثر موارد اولین و راحت‌ترین گزینه رو انتخاب می‌کنن.

بار شناختی (Cognitive Load) چی میگه؟ بار شناختی چیه؟ میزان تلاشیه که مغز ما برای پردازش اطلاعات انجام می‌ده. هر چقدر این بار و تلاش در فروشگاه بالا‌تر بره یا برعکسش مسیر طوری طراحی بشه که انتخاب‌های خاصی کمترین بار شناختی رو داشته باشن،‌ ما دقیقا همونو رو چشم بسته انتخاب می‌کنیم و میریم خونمون.

قطعا هزار بار داستان قفسه‌های خوراکی آخر فروشگاه رو شنیدید، همونایی که آخر مسیر فروشگاه دقیقا بقل صندوق هستن. شاید هزار بار شنیده باشید ولی خب احتمالا همیشه صرفا در حد یک نکته باحال و جالب بوده. اما اینجا دقیقا جاشه که ازش حرف بزنیم. قفسه‌های تنقلات و شکلات دقیقا کنار صندوق فروشگاه گذاشته شدن، تا هم شما زمان خوبی داشته باشید که بهشون نگاه کنید (چون تو صف صندوق وایسادید) و هم اینکه بچه دلبند شما، شمارو سوراخ کنه که بابا یا مامان من از اینا میخوام، نکته جالبش اینکه معمولا هم ارتفاع کمی دارن :)

اما چرا کنار صندوق؟ چون یه آدم خسته با یه کودک کلافه‌تر و خسته‌تر از خودش که تو صف وایساده ،‌ اینجا دیگه اراده‌اش ته کشیده، چون تمام طول فروشگاه رو در حال انتخاب بین این و اون بوده. کدوم جنسش بهتره؟ این ارزون‌تره؟ اگه اینو بگیرم بهتر نیست؟ دیزاینر دقیقا میدونه که شما ارده‌تون تموم شده و اینجاست که درگیر اون میانبر‌هایی که گفتم می‌شید و خب خروجیش یه تصمیم آنی و در نهایت خریدیه که شما نمیخواستید.

فکر کنم دیگه اینجای کار براتون شفاف شده باشه که چرا اتنخاب‌های ما انتخاب ما نیستن. البته که این انتخاب‌ها همیشه به ضرر کاربر نیستن و خیلی وقتا این انتخاب‌هایی که به شکلی به کاربر تحمیل میشن، در راستای رفاه اون کاربره، اما نه همیشه. اگه دوست داشتید می‌تونید رو لینک زیر کلیک کنید و تو تلگرام در موردش گپ بزنیم.